|
گاهی میان کاغذ و قلم کلماتی جان می گیرند و کلماتی نیز می میرند. |
|
|
وقتی ۱۸ تیر اتفاق افتاد بچه دبیرستانی بودم با جوش های ریز و درشت توی صورتم. فارغ از تمام اتفاقات دور و برم. شاید خیلی از هم سن و سال های من بیشتر به مسائل توجه داشتن . وارد دانشگاه شدم، دانشجویان دانشگاه آزاد یا حداقل دانشگاه ما ، خدا رو شکر انگار بی خیال تمام دنیا بودن. فرقی نمی کنه چه خبر باشه. یادمه یه بار بچه ها انجمن بردهای دانشگاهو پر کرده بودن از بیانه ها که به لطف حراست و بسیج فعال، در انجمن از جا دراوردن و جلوی ورودی دانشگاه انداختن تا عبرتی باشد برای دیگران. تا به قول خواهران و برادران بسیجی بقیه اهل بهشت بشن. و شاید این جدی ترین اتفاق در دانشگاهمون بود!(و در انجن برای همیشه تخته شد!) البته بماند وقتی هایی که سالن اجتماعات برنامه داشت و حرف از ناهار هم بود؛ سالن اجتماعات شلوغ بود؛ وگرنه هیچ استقبالی از برنامه های دانشکده نمیشد. با این اوصاف شاید کسی خیلی براش مهم نبود که ۱۸ تیر چه روزیه. اما اگر خیلی ها مثل من که غافل از همه چیز بودن، شاید اگر آقای خاتمی خیلی با تدبیر تر عمل کردن بودن، شاید اگر مثل هر روز که با اسم اسلام سر ما رو کلا میذارن ما هم باور می کنیم ، باورشان نمی کردیم. این روز ها سخت تر و بدتر از ۱۸ تیر نبود. وقتی انقلاب شد، لابد خیلی ها فکر می کردن ما که آزادی مدنی داریم، حالا آزادی سیاسی هم می خواهیم پس این انقلاب یعنی هم آزادی مدنی و هم سیاسی!....اما نه تنها آزادی سیاسی در کار نبود، بلکه آزادی مدنی مردم هم ازشون دریغ شد.
حالا این روزها وقتی درمورد درگیرهای بحث میشه، مامانم میگه آخه چه فایده داره، این همه آدم کشته بشن؟ کتک بخورن؟ این همه خانواده داغدار بشن برای یه کاری که آخرش معلوم نیست. منم همیشه به مامانم می گم اونهایی که زیر ظلم هستن و حرف نمیزنن گناهشون از اون کسی که ظلم میکنه بدتره. حالا فردا هیجده تیره اما این هیجده تیر مثل سال ۷۸ نیست. یه فرق بزرگ داره شاید اون سال بیشتر معترضین دانشجو ها و قشر روشنفکر بودن؛ اما این روزها مردم عادی هم دنبال حق از بین رفته هستن ، تا شاید راهی برای احیای این حق باشه. شاید سال ها بعد خون امثال عزت ابراهیم نژاد ، ندا آقا سلطان ها به راحتی ریخته نشه اون هم به خاطر احیای حق. بدون حق عزاداری! تا افرادی مثل ده نمکی این روزها برای ما فیگور روشن فکری نگیره. به امید رنگ حقیقی آزادی و عدالت بدون رفتارهای ریاکارانه. پی نوشت. ۱- دانستنی های 18 تیر رو اینجا بخونید. ۲- مطمئنم بالاخره خون ها ریخته شده یه روز دامن این دیکتاتورهای به اصطلاح مسلمونو می گیره. هیچی مثل این داغونم نمی کنه که میدونم یه عده آدم از اسم خدا و پیغمبر و قران سو استفاده می کنن تا خودشونو حق جلوه بدن. در صورتی که اسلامی واقعی با تفکرات امروز این ها مثل خط موازیه. و مسئول دلزدگی ما از اسلام خود اینها هستن. ۳- چند ماه پیش ، وقتی توی فلسطین جنگ بود، این دایه های مهربان تر از مادر شیپور به دست گرفته بودن و می گفتن اسرائیلی های فلان فلان شده دارن انقطاع نسل می کنن؛ اما امروز که برادر کشی و هم وطن کشی توی ایران هست، میگن اردو کشی توی خیابون می کنن تا خواسته های نامشروع خودشونو مشروع جلوه بدن. و اینجاست که آدم بغض مرگ میشه. ۴- اس ام اس ها دوباره مسدون، مملکت رو سه روز تعطیل کردن به بهانه غبار و گرد و خاک...امان از این توهم توطئه و احساس خطر برای قدرت نامشروع.
+
تاريخ پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 3:2 قبل از ظهر نويسنده بهاره الف
|
|